«اِعْلَمْ اَنَّهُ لاوَرَعَ اَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحَارِمِ اللهِ وَ الْکَفِّ عَنْ اَذَی الْمُؤْمِنِ»   هیچ خویشتنداریای سودمندتر از دوری  از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست.  (فقه الرضا علیهالسلام / ص356)

پای درس علامه مصباح یزدی(ره)؛

رابطه اخلاق با سیاست

اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصهای از یکی دیگر از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم شده است.
اشاره
برای این دوره از جلسات، موضوع رابطه بین اخلاق و سیاست را در نظر گرفتهایم. علت انتخاب این موضوع نیز، جهات ابهامی است که درباره این مسئله در بسیاری از گفتوگوها، بحثها و نوشتهها وجود دارد و نهتنها در بین صاحبنظران غربی، حتی در بین خودیها نیز نوع این ارتباط بهدرستی روشن نیست. گاهی در گفتوگوها از ضرورت کاری صحبت میشود، اما کسانی میگویند: این یک موضوع اخلاقی است و ربطی به سیاست ندارد! بنابراین وظیفهای برای حاکمان و دستاندرکاران مدیریت کشور ایجاب نمیکند. گاهی رفتارهایی انجام میگیرد که وقتی انسان باذوق اسلامی _ دینی به آنها نگاه میکند، آنها را نمیپسندد، اما اگر اعتراض بشود، چنین پاسخ میدهند که مصالح سیاسی، اقتضای این رفتار را داشته است. شما از نظر اخلاقی میگویید این کار خوب نیست، اما ما بهعنوان یک مسئول یا سیاستمدار، باید این کار را میکردیم! همانطور که ملاحظه میفرمایید، اینها نمونههایی از گفتوگوهایی است که کمابیش در کشور خودمان نیز مطرح میشود و پاسخ آنها بهدرستی روشن نیست. اگر این موضوع را پیگیری کنیم، میبینیم که این مسئله ی تازهای نیست و در محافل علمی و دانشگاهی دنیا، مباحث بسیار جدی در این باره مطرح است و از دورانی که اندیشهورزی بشر شکل منظمی پیدا کرده و مکاتبی پدیدآمده است، کمابیش این مسائل مطرح بوده است.
اهمیت بحث
این موضوع از جهت تقسیمات علمی و مباحث معرفتی، آهنگی فلسفی دارد و هم از جهت دینی این پرسش را برای ما مطرح میسازد که آیا اگر مسئولیتی سیاسی به عهده کسی آمد، میتواند مسائل اخلاقی را نادیده بگیرد و فقط به مصالح سیاسی در قالبهای خاص بیندیشد و برای آنها طراحی و برنامهریزی کند، یا در برنامهریزیها و رفتارها باید جهات اخلاقی را هم رعایت کرد و این مسائل، تنها یک فضیلت نیست؟ همچنین از لحاظ اجرایی، این پرسش مطرح میشود که در جامعه ما که نظام آن جمهوری اسلامی نامگرفته است و در قانون اساسی آن آمده است که فعالیتها میبایست بر اساس ارزشهای اسلامی انجام بگیرد، آیا میشود مسائل اخلاقی را نادیده گرفت و چه اندازه لازم است به آنها توجه کرد؟ بنابراین هم از لحاظ فلسفی، هم از لحاظ مذهبی و هم از لحاظ اجرایی، این بحث اهمیت دارد و اگر بخواهیم پاسخ روشن و رفتار صحیح و پسندیدهای داشته باشیم، باید این سه مرحله را بگذرانیم. این است که ابتدا بحثی مقدماتی در این زمینه مطرح میکنیم تا ارتباط این مسائل و همچنین انواع ارتباطهایی را که میتوان برای آنها تصور کرد، در نظر بگیریم و سپس بحث را بهطرف بحثهای دینی و اسلامی سوق میدهیم.
فلسفه بحث
هر رشته از علوم، سلسله کلیاتی بهعنوان اصول موضوعه دارد که خارج از حوزه آن علم، باید حل و پذیرفته بشود. به این مسائل، «مبادی» و «مسائل فلسفی» نیز میگویند. بحثهای امروز، چنین موقعیتی نسبت به بحث دارد.
مفاهیم و روابط بین آنها
وقتی دو مفهوم را باهم میسنجیم، همچنین وقتی دو لفظ را به لحاظ معنایشان با هم مقایسه میکنیم، میبینیم که یکی از حالات زیر را با هم دارند. یا دو مفهوم متباین هستند؛ یعنی با هم از لحاظ مفهوم، هیچ ربطی ندارند. گاهی آن دو مفهوم متداخل هستند؛ یعنی یکی جزئی از مفهوم دیگر را تشکیل میدهد؛ مثلاً بدن انسان با خود انسان، یا سر انسان نسبت به کل انسان. در این مفاهیم، برای تصور مفهوم کل، باید جزء آن را نیز تصور کرد و مفهوم جزء در مفهوم کل، نهفته است. همچنین گاهی رابطه جزئی و کلی است؛ مثل رابطه انسان و حیوان، بنابر این که مفهوم حیوان را جنس انسان بدانیم. این دو مفهوم، عام و خاصاند. هر انسانی حیوان هم هست، اما هر حیوانی انسان نیست. البته رابطهشان، رابطه عام و خاص مطلق است. گاهی نیز دو مفهوم، عین هم هستند و ابتدا انسان خیال میکند دو تا مفهوماند، ولی در اصل یک مفهوم هستند؛ مثل انسان و بشر که دو لفظ هستند که یک معنا را بیان میکند.
این روابط فقط بین مفاهیم است، اما گاهی رابطه بین مصادیق در نظر گرفته میشود و اگرچه مفاهیم، مفاهیم متباینی هستند، اما از نظر مصداق میتوانند با هم توافق داشته باشند. رابطه بین مصادیق نیز یا یک رابطه کلی است که هر مصداقی برای این مفهوم فرض کنیم، مصداق آن مفهوم نیز هست، یا برعکس، هر مصداقی از مفهوم دیگر، مصداقی از این مفهوم هم هست. در این صورت،  رابطه عام و خاص مطلق است. اما گاهی عام و خاص من وجه است؛ یعنی چیزهایی داریم که مصداق هر دو مفهوم هستند، بعضی چیزها را هم داریم که مصداق مفهوم اول است و مصداق دیگری نیست. کما اینکه بعضی چیزها داریم که مصداق مفهوم دوم است و مصداق اولی نیست.
اخلاق و سیاست؛ مفاهیمی انتزاعی
وقتی میخواهیم مفهوم اخلاق را با مفهوم سیاست بسنجیم، میبینیم در آن اختلاف است. زیرا اخلاق و سیاست، از مفاهیمی نیستند که برای امور عینی وضع شده باشد. این مفاهیم، انتزاعی است و عقل، مفهوم آنها را میسازد. عقل، جهاتی را ملاحظه میکند و مفهومی را میسازد. اما گاهی در اینکه چه نکتههای دقیقی را رعایت کرده و آن مفهوم را ساخته  است، اختلاف میشود. کسی میگوید معنایش این است، اما دیگری میگوید: نه! یک قید دیگری هم دارد. گاهی در همین قید هم  اختلاف میشود که قید توضیحی است یا نیست.
معنای عرفی اخلاق
درباره چیستی مفهوم اخلاق و مفهوم سیاست نیز بین مردم، اهل محاوره و همچنین اهلزبانهای مختلف، اختلاف است. وقتی ما در زبان فارسی  از اخلاق صحبت میکنیم، به ذهنمان میآید که اخلاق رابطه بین دو انسان است. این رابطه گاهی به همراه تندی و خشونت است و گاهی به همراه نرمی و مهربانی. در این صورت وقتی میگوییم اخلاق فلانی خوب است، منظورمان این است که در مقام معاشرت با انسانهای دیگر، رفتارهایی میکند که آن طرف میپسندد و از آن خوشش میآید، اما اگر انسان با دیگری رفتار تند و خشونتآمیزی داشته باشد و کاری میکند که به ضرر او تمام میشود، میگوییم انسان بداخلاقی است. اما هنگامیکه با این مفهوم در زبان عربی و اصطلاحات قرآنی روبهرو میشویم، میفهمیم مفهوم اخلاق و خلق، بیش از این است. «اِنّک لَعَلی خُلُقٍ عظیم» با این معنا میسازد، اما وقتی درباره اخلاق فاضله، اخلاق رذیله و دایره اخلاق بحث میکنیم، میبینیم که با این اصطلاح عرفی، تفاوت میکند و دایرهاش وسیعتر میشود.
اخلاق به معنای ملکه و عادت ثابت
اصطلاح دیگر، اصطلاحی است که در علم اخلاق به کار میبرند. در این علم میگویند: "علم اخلاق" از ملکات نفسانی سخن میگوید. ملکات نفسانی، عادتهای رفتاری است؛ یعنی چیزی نیست که انسان، یکبار آن را انجام بدهد. رفتاری است که انسان سالها داشته و به آن عادت کرده است، به صورتیکه انسان به طور طبیعی در زمان خودش، همان کار را انجام میدهد. برای مثال به فردی که یکبار پولی را به کسی بدهد، باسخاوت نمیگوییم. سخاوت، ملکه و عادت ثابت برای بخشش است. همچنین به فردی که یکبار از بخشش خودداری کرده است، بخیل نمیگوییم. بخیل، صفت ثابتی است و درباره کسی به کار میرود که در همه ی جاهایی که باید پول خرج کند، امساک میکند. اینکه میگویند علم اخلاق از ملکات بحث میکند، به این معناست که کار به رفتارهای فوری و آنی ندارد. ادامه دارد ...
(گزیدهای از سخنان حضرت آیتالله مصباحیزدی در دفتر مقام معظم رهبری؛ ۱۰/۳/۹۶، مطابق با پنجم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۸)

دسته بندی مطالب: 
1110-8
1110-7
1110-6
1110-5
1110-4
1110-3
1110-2
1110